X
تبلیغات
رایتل

شعر شباهنگ از دفتر هلوچین اثر مهدی کریم بخش ساحلی  چاپ

تاریخ : جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1390 در ساعت 01:37 ق.ظ

شعر شباهنگ از دفتر هلو چین مهدی کریم بخش ساحلی

 

شباهنگ

 

تو می دانی دردم را

که من از چه گریزانم هراسانم

چنین آشفته دل دارم

پریشانم پریشانم

سر انگارم و این کار نمی دانم 

سر اصرار و انکار نمی دانم

سر تردیدم و ایمان نمی دانم 

گهی پنهان گهی پیدا

گهی از خود گهی بی خود

چنان می کردند وادارم

سر از تسلیم بردارم 

نمی دانند

سری بر سر

سری بی سر

سر و سامان نمی دارم .

به ندرت می کنی یادم

گهی دزدانه از غفلت

زهی فرصت زهی فرصت 

بیا من سخت بیمارم

هراس و ترس می دارم

نمی خواهم که دیگر بار

 به ناکس مبتلا گردم

 1 شباهنگم

خبرداری  2 قرارت 3 بی قرارم کرد 

گهی از لب می نوشم

گهی در دل می جوشم

شباهنگم بیا بنشین پشت در

 که من قصد سفر دارم.

گهی یک دم و بیدم

هوادارم لرزانم

درود بر انزوایی که تورا

 مرغ مهاجر کرد

شباهنگم

درون خود مسافت ها پیمودم

نهایت انزوا جایست می مانم .

1-مرغ سحرم       2- وصال    3- ملتهب کرد